|
|
سرخ در سیاه |
|
Feb2003
Jan2003
Dec2002
| شنبه
چند تا پست اونورتر از " انتری که لوطی اش مرده بود " یاد کرده بودیم.
گزیده ی داستانهای صادق چوبک با همین عنوان دوباره چاپ شده. شدیدا" توصیه میشه :]
چهارشنبه
شنبه
دلتنگستان :
آقاي پوشالي را که مي شناسيد، بسيار آدم ساده ايست. آدمهاي ساده، ارزشهاي ساده اي هم دارند. آقاي پوشالي دوست دارد به همه کمک کند، تا همه بدانند که او آدم خوبي است. آقاي پوشالي هميشه سعي مي کند با بقيه �رق کند، و نمي داند که دقيقا به همين دليل او هم مثل بقيه شده است. آقاي پوشالي در هر زمينه اي سررشته دارد و در هيچ زمينه اي بهترين نيست. آقاي پوشالي به خودي خود آدم بدي نيست، �قط خودش اين را نمي داند.
پنجشنبه
هی گ�تیم بزارین این
بلاگ اسکای
یک ماه کار کنه بعد زندگیتون رو وردارین برین اونور ØŒ گوش نمی کنین Ú©Ù‡ ØŒ روزی سه بار داره میره Ù�ضا این بلاگ اسکای، صÙ�ØÙ‡ اولش اینه الان :
The Great Return بازگشت مش قاسم کبير و پسران Episode II مش قاسم بدينوسيله هرگونه چت، مصاحبه، و گل واژه انتسابى به خود را تکذيب ميکند! به جون شما، تا قبر آ آ آ
چهارشنبه
اوایل دبیرستان یه کتابی خوندم به اسم انتری Ú©Ù‡ لوطیش مرده بود، یه مجموع داستان بود از صادق چوبک، یه داستانی توش بود Ú©Ù‡ هرچی زور میزنم اسمش یادم نمی یاد ولی Ù�ضای داستان توی یه Ù‚Ù�س پر از مرغ Ùˆ خروس بود. هر چند وقت یه بار دستی میومد Ùˆ مرغی یا خروسی رو برای سر بریدن Ù…ÛŒ برد Ùˆ داستان توصیÙ� مرغا Ùˆ خروسا بود : یه سری مشغول روی هم پریدن ØŒ یه سری مشغول تک زدن به هم Ùˆ یه سری هم توی چرت خودشون بودن توی اون Ù‚Ù�س کثاÙ�ت. اون داستان همیشه برای من توصیÙ� مملکت خودمون بوده. سینا مطلبی رو Ú©Ù‡ گرÙ�تن دوباره یاد این داستان اÙ�تادم. ØØ³ÛŒÙ† درخشان Ú©Ù‡ مخالÙ� قاطی کردن کردن وبلاگیزم با مسایل سیاسی بود تند ترین مطلبی رو Ú©Ù‡ تا به ØØ§Ù„ ازش خوندم
نوشت.
Ùˆ من Ù…ÛŒ خوندم : قد قد قد ... وقتی دستی توی Ù‚Ù�س میاد صدای قد قد هامون میره بالا. هرچی قربانی نزدیکتر باشه ØŒ قد قد بیشتری Ù…ÛŒ کنیم ولی همیشه چند Ù„ØØ¸Ù‡ بعد Ù‚Ù�س ساکت میشه Ùˆ مرغها یادشون میره Ú©Ù‡ مثلا" سه سالی هم هست Ú©Ù‡ گنجی تو زندانه.
خلاصه مرغها Ùˆ خروسهای عزیز ØŒ هر کاری میخواید بکنید ولی ØØ±Ú©ØªÛŒ پایدار باشه نه قدقد های موقتی مثل ØÙ…ایت در ØØ¯ copy-paste :
یکشنبه
همیشه روال انجام پروژه ها برام جالب بوده، ولی این یکی دیگه خیلی بامزه است : Ù�رض کنید مناقصه ÛŒ Ø§ØØ¯Ø§Ø« آزاد راه تهران شمال رو بنیاد به طور کاملا" منصÙ�انه ای برنده میشه، بعد بنا به دلایل معقولی اجرا به پیمانکاری به نام شرکت آزاد راه تهران شمال واگذار میشه Ú©Ù‡ مال کیه ØŸ همین آقای رÙ�یق دوست Ùˆ آقای سعیدی کیا ÛŒ خودمون ØŒ بعد بودجه پروژه تموم میشه Ùˆ پیمانکار زیرش Ù…ÛŒ زاد Ùˆ کار ایشالا واگذار میشه به چینی ها ØŒ ØØ§Ù„ا بودجه Ú†ÛŒ شده ØŸ صرÙ� بیست درصد انجام پروژه شده ØŒ این بیست درصد Ú†ÛŒ باشه ØŸ تخریب جنگل از اینجا تا شمال ! ( یعنی Ú©Ù„ÛŒ از زمینای مسیر رو هم بنیاد هاپولی Ù…ÛŒ کنه.)
آخه دوستان ! عزیزان! اینقدر رو یه پروژه کار نکنین، بهتر نیست برای تنوع یه پروژه ی جدید شروع کنین ؟
شنبه
نظر برخی از دوستان این بود Ú©Ù‡ گذاشتن عکس از اجرای ØÚ©Ù… شریعت ممکنه به وجهه ÛŒ جهانی هوخشتره خدشه وارد کنه.
اول تصمیم گر�تم که عکس رو بردارم ولی بعد به توصیه ی آن مردک که می �رماید : " اعمال خود را تنها مگذارید." عکس رو باقی گذاشتم.
باشد که مایه ی عبرت سایرین و خودم گردد!
جمعه
امروز در Ù…ØÙ„ سÙ�ره خانه ÛŒ طوبی، Ù…ØØ§Ú©Ù…Ù‡ ÛŒ عمو سیمور انجام شد. اتهامات ÙˆÛŒ عبارت بود از :
شانتاژ ØŒ دو دره کردن دوستان در زمینه های Ù�رهنگی Ùˆ ... ( برای ØÙ�ظ امنیت ملی از متن ØØ°Ù� شد )
دادگاه با شکایت و قضاوت آراز انجام شد و سپس هیات منص�ه ( من و پویان ) عمو را در زمینه ی �رهنگی مقصر ندانست ولی در زمینه ی دودر کردن مقصر، ولی لایق تخ�ی� شناخت.
در پایان جلسه، ØÚ©Ù… شریعت با یک درجه تخÙ�ÛŒÙ� در مورد عمو اجرا شد تا مایه ÛŒ عبرت سایرین گردد:
پنجشنبه
قرار ما این نبود. تو قول داده بودی
قرار بود پرومته باشم ØØ§Ù„ا شدم سیزیÙ�.
قرار ما این نبود...
|